خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی!
خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی!


اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟
گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟
گفتم: آره!
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم!!
***با سپاس از آقای کاظمی***
***با سپاس از آقای کاظمی***
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10:41 توسط احمدنصرتی
|
خدایا کمکم کن تا درهایی که به سویم میگشایی